🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃#از_شــــــــــهدا_حاجـــــــــت_بگیرید#شهید_مدافع_حــــــــــرم_سجادعفتی🌸یک خانمی که خیلی هم در مسیر شهدا نبوده در گیر مشکلات بسیار زیادی در زندگی بود و زندگیش رو به نابودی و از هم پاشیدگی بوده  و در نا امیدی تمام هیچ راه حلی برای مشکلاتش پیدا نمیکرد در روز #تشییع پیکر شهید مدافع حرم #سجاد_عفتی با دلی شکسته و نا امید از همه جا رو به عکس شهید نموده و چنین گفته:🌸ای شهید سجاد عفتی اگر شما واقعا شهید راه خدا و امام حسین هستید از خدا بخواهید #مشکلات زندگی من حل شود من هم به شما قول میدهم اگر مشکلات زندگیم با #توسل به شما حل شود مسیر زندگیم را تغییر میدهم  و  با #حجاب_چادری می شوم.🌸راوی این توسل به شهید قسم می خورد که به فاصله چند روز ،معجزه وار تمامی مشکلات این خانم و خانواده اش حل شده و ایشان طبق قولی که به شهید داده کاملا با حجاب شده و مسیر زندگیش به سمت شهدا تغییر کرده است... معجزه این شهید بزرگوار را خیلی ها عیننا مشاهده نمودند. و حالا این خانم هر چند وقت یکبار برای تشکر و عرض ادب با گل و گلاب به زیارت این شهید بزرگوار می رود...😢
 


بازم داریم به عاشورا نزدیک میشیم و باز هم تکرار صحنه ارایش و لباس مخصوص روز تاسوعا و عاشورا
 
خانم محترم حجاب حکم واجب الهیست اما با این آرایش و بدپوششی آمدن به عزاداری،حتی مستحب هم نیست!مگه میشه بااین تیپ بیای برای کسی عزاداری کنی،که برای حفظ حریم عفاف و حیا و حجاب #شهید شده.

اقای محترم...زنجیر زنی جایی برای نشون دادن عضلات ورزیده و هیکل تاپت نیست...

به خدا امام حسین و حضرت زینب دارن نگاهمون میکنن...به خــــــــدا دلشون خون میشه



 
عکس #اسارت ز شهیدی ( #محسن_حججی)همه اعصاب ما را ریخت بهم..تو اسیر یا #زینب؛ سر نعش #برادر چه کشیدی 😔😩💔                  🏴🏴🌴🏴🏴🙏متـوسل مے شویم💗 به #امــــام_حســــین (ع)🔰براے برآورده شدن حوائج دنیوے و سعادت اُخروے و عاقبت بخیرے وسلامتے اعضاے کانال و شفاعت نزد حسین(ع)      #قربه_الی_الله...سلمان فارسی تو کوچه ها و پس کوچه ها عبور میکرد، دید آقا امام حسین (ع) در سن کودکی، گوشه ای دور از بچه های دیگر ایستاده اند و گریه می کنند.سلمان جلو رفت، سؤال کرد یابن رسول الله ! جانم به فدای شما، آیا اتفاقی افتاده است، اینچنین گریه می کنید؟ابی عبدا... جواب نداد، باز سلمان اصرار کرد، گفت آیا کسی شما را اذیت کرده، دائم سؤال می کرد. آخر پسر زهرا فرموده باشد: سلمان ! اگر بگویم طاقت شنیدنش را نداری😔به من بگویید چی شده است؟شروع کرد وقایع کربلا را تعریف کند. ای سلمان ! یک روز من بزرگ می شوم، گذر من به کربلا می خورد، خدا به من یک پسر می دهد، اسم او علی اکبر است، سلمان فرشته ها صف می بندند جمال این پسر را ببینند،  اما همین پسر را تو کربلا جلوی من می کشند..😩😩😩سلمان ! خدا یک پسر دیگر به من می دهد اسمش علی اصغر است. این پسر را با لب تشنه وقتی از لشگر برای او آب می خواهم او را روی دستم با تیر سه شعبه می کشند.😫😰💔سلمان ! خدا به من یک برادر می دهد اسم او عباس (ع) است کنار نهر آب او را با لب تشنه می کشند..🌴🌊😔سلمان نگاه می کرد، دید گریه ی آقا شدیدتر شد، نفس بند آمد صدا زدند ای سلمان ! زینبم ...😔💔🏴اینقدر گفت..سلمان آخر کار سؤال کرد، آقا جان ! شما که همه کاره ی خلقت هستید اراده کنید همه چیز را عوض کنید.آقا امام حسین (علیه السّلام) فرموده باشند: سلمان درست می گویی، ولی  من دوست دارم فدایی دوستانم بشوم، دوستانم فردا دور هم جمع بشوند اسم من را بیاورند ... شفاعت دوستانم را فردا بکنم نگذارم در آتش جهنم بسوزند. سلمان ! نشونه ی دوستان من دو چیز است، یکی  اشک چشمشون، یکی هم دلهای آنهاست که برای کربلا پر می زند، برای دیدن کربلا می میرند .                 🏴🏴🌴🏴🏴💠غریب گیر آوردنت ؛تشنه سر بریدنتبا اسبا رفتن رو تنت ؛چقدر با نیزه زدنت🗡⚔ با نیزه زد تو دهنت؛رو نیزه ها نشوندنت رو خاکها کشوندنت؛وای بمیره خواهرت 😔لشگری ریخت روی سرت؛تو رو خیلی بد زدن 😰۵با نیزه چقدر زدند؛به پهلوت چقدر زدن 🤛یکی بی هوا می زد؛یکی با عصا می زد یه مادری صدا می زد،رو خاک های کربلا 💔🍂نداری کفن چرا؛به غیر از یه بوریا 😞لشگریان خیره سر ؛چند نفر به یک نفر😩#فاطمه می کند نظر ،به قتلگاه کشوندنت 😔جلو چشای خواهرت جلو چشای مادرت 📢با دلے شکسته بلند با هم زمزمه میکنیــم یا حســیــــن (ع)
 


 

Related image